خرید بک لینک
میراث مکتوب- آیین گرامیداشت سیسال تلاش
یزد-ایرنا-کتاب میراثبان شامل زندگی و آثار مرحوم استاد محمود مشروطه عکاس، هنرمند،بازیگر و میراث بان یزدی تالیف حسین مسرت از پژوهشگران و نویسندگان بنام یزد، رونمایی شد .به گزارش ایرنا،مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد روز جمعه در این مراسم گفت:تکریم بزرگان فرهنگ و هنر تکریم همه عرصه فرهنگ و هنر کشور است و یکی از بزرگان این دیار نیز استاد مرحوم محمود مشروطه است .احسان عابدی افزود: این مرحوم زندگی و سرمایه شخصی خود را در راه فرهنگ و هنر این دیار صرف کرد و منشا اثرات و برکات زیادی در این حوزه است و حتی در مدارس نیز حضور می یافت و برای دانش آموزان فیلم نمایش می داد .مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد گفت: مرحوم استاد مشروطه سالهای سال خدمت کرد و در عرصه های مختلف فیلم برداری ،عکاسی، میراث فرهنگی و بازیگری و هنر فعال بود و امروز کتاب میراث بان که خاطراتی از زندگی ایشان است رونمایی می شود و باعث ماندگاری بخشی از این زحمات خواهد شد .عابدی اظهار داشت:یکی از خدمات مرحوم استاد مشروطه عکاسی از بناهای تاریخی است که برخی از این بناها الان وجود ندارد ولی عکس آن ثبت شده و این هنر نشان می دهد که عرصه عکاسی و ثبت آثار ماندگار ،بسیار مهم است و انشالله در آینده این آثار به جا بماند.نویسنده کتاب میراث بان نیز در این مراسم گفت: نخستین بار نام استاد محمود مشروطه را در کتاب یادگارهای یزد دیدم همراه با کوبه زیبای درب ورودی خانه که الان متاسفانه به سرقت رفته و این کوبه نشان از زبردستی هنرمندان یزد و سلیقه صاحب خانه داشت و پس آن خودم دوستدار پژوهش در تاریخ و فرهنگ یزد شدم.حسین مسرت افزود: به سراغ هر کس که میرفتم، نام مشروطه به زبانش بود و لذا به این استاد مراجعه کردم و مردی بسیار مهربان، دوست

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1402 ساعت: 15:47

حسین مسرّت* دانشنامۀ مزدیسنا: جهانگیر اشیدری، واژهنامه توضیحی آئین زردشت، تهران: مرکز، چاپ سوم، 1383، وزیری، 515 ص.کتابی پایه و فراگیر برای هر ایرانی دوستدار تاریخ و فرهنگ کهن خود. نویسنده در این دفتر، هزاران نام، واژه، گزاره و پنداره که بهگونهای با آیین زرتشت پیوند دارد و بخش شایانی از فرهنگ ایران باستان را در خود دارد، با چینش الفبایی، همراه با آوانویسی، گزارش و روشن کرده است. فراوانی منابع نویسنده، نشان از ژرفنگری وی در زمانهایی دارد که دستاندرکار گردآوری این کتاب بوده است.*دانشنامۀ مشاهیر یزد: محمّد کاظمینی، یزد: بنیاد ریحانةالرّسول یزد، ویرایش دوم، 1382، رحلی، 3 ج، 2210 ص، مصوّر.در این دانشنامه که گزارش زندگی و آثار نزدیک به 6000 تن از بزرگان، رجال سیاسی و اجتماعی و تاریخی، سخنوران، نویسندگان، ادیبان، خبرگان، دانشمندان و ... یزد آمده. گزارش زندگی و نگارۀ بیش از 100 نفر از بزرگان و ناموران زرتشتی، بهویژه شهدای زرتشتی در جنگ ایران و عراق گنجانده شده است. پژوهشها بهجز کتاب و اینترنت، میدانی هم بوده و دستاورد تلاش پیگیری شهریار هیربد، پژوهشگر سختکوش گروه زرتشتیان یزد است.*دخمۀ چم: نسیم علیپور، پایاننامۀ دانشگاهی پس از آن به نام «دادگاه چم» چاپ شد.بنگرید دادگاه چم.*دخمه – دادگاه: کیخسرو اشتری قاسمآبادی، مقدّمه: دین شاه جی جی بائی ایرانی، بمبئی: انجمن ایران لیگ، 1306، رقعی، 46 ص.دربارۀ آیینهای دخمه گذاری، نقشۀ زمین دخمه و جز آن.*دخمههای زرتشتیان یزد: حسین مسرّت، یزد: سازمان ملّی حفاظت آثار باستانی ایران- دفتر فنی یزد: 1365، بیاضی، 13 ص، مصوّر.نخستین پژوهش یگانه دربارۀ برجهای خاموشان یزد است که با نگاره و نقشه همراه شده است. نیز بنگرید به همین کتاب، بخش بناها

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 14:42

حسین مسرّت*سالنامۀ دبیرستان کیخسروی [یزد]، به کوشش و سردبیری: پریبرز نسیمی و جمشید بندریان زاده، یزد: [دبیرستان کیخسروی]، 1314، رقعی، 82 ص، مصوّر.نخستین سالنامۀ چاپشده در یزد است و دربردارندۀ گفتارهایی چون: تاریخچۀ کوتاه دبیرستان و دبستانهای وابسته به آن و آمار و گزارش مصوّر دبیرستان است. این دبیرستان «در سال 1268 ش یعنی موقعی که نهفقط در یزد، بلکه در سایر شهرهای ایران مدارس آبرومند، کم و انگشتشمار بود، به دست روانشاد کیخسرو مهربان رستم که از خیرخواهان و دانشپروران زرتشتی بوده است، تأسیس شد.» *ستی پیر (قلعه اسدان): دینیار شهزادی، پژوهش موجود در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان یزد، مصوّر.دربردارندۀ گزارشی از بخشها و پیشینۀ این پیرانگاه کهن که هرساله زرتشتیان ایران و گیتی به پابوسی (زیارت) آن میروند، هست. در متون کهن به نام قلعۀ هستبندان هم آمده است.*سرزمین جاویدان... .: دبیرخانۀ کنگرۀ جهانی زرتشتیان، ترجمه: هوشنگ افشاری، تهران: دبیرخانۀ کنگرۀ جهانی زرتشتیان جهان و نور، 1378، وزیری، 474 ص + 540 ص. مصوّر، رنگی.مجموعۀ گفتارهایی که در یادوارۀ ششمین همایش جهانی زرتشتیان در تهران، دربردارندۀ دهها گفتار تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، دربارۀ پیشینه، آمار ، سازمان، زندگی، گذشته و آیندۀ زرتشتیان دنیا، ایران و یزد. بسیاری از یزدیها مانند شادروانان پروفسور کسری وفاداری و خداداد خنجری در این همایش بودند. *سرزمین و مردم ایران: عبدالحسین سعیدیان، تهران: علم و زندگی، چاپ سوم، 1363، وزیری، 1263 ص، مصوّر.نویسنده با انگیزۀ شناخت ویژگیهای بومی، سرزمینی و آماری مردم ایران به شناسایی گروههای قومی، نژادی و دینی هر گوشه از ایران دستزده و در بهرۀ استان یزد (720-682) بخشی نیز ویژۀ آیینهای زر

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 14:42

حسین مسرّت*فرهنگ بهدینان شریف آباد اردکان یزد: مهرداد قدردان، تهران: فروهر، 1401-1402- 3ج.واژه نامۀ گویشی و تحلیلی شریف آباد.*فرهنگ زردشتیان استان یزد: صدّیقۀ رمضانخانی، تهران: سبحان نور؛ پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی یزد، 1387، وزیری، 566 ص، مصوّر، رنگی.کتاب در دو بهرۀ فراگیر و 15 بخش سامانیافته که بخشهای یکم تا سوم، به پیشینه و شناسایی دین زرتشتی، وضعیّت و کوچ زرتشتیان، تاریخچۀ زرتشتیان یزد و باورهای دینی آنان میپردازد و در بخشهای چهارم تا پانزدهم، به فرهنگ عامیانۀ زرتشتیان یزد، دربردارندۀ باورها، داستانها، ترانهها، لالاییها، سرودهها، پوشاک، بازیها، بناهای تاریخی، خانههای سنّتی، برزنها، آتشکدهها، زیارتگاهها، غذاها، خوراکها، جشنها، بزرگان، خدمات و آیینها همراه با نگارهها میپردازد. نیز بنگرید به همین کتاب، بخش شناسایی کتاب. *فرهنگ زرتشتیان استان یزد: کیخسرو کشاورز، سوئد: اسکلستونا، 1371، 2 ج.بنگرید به نمونۀ پس از این.*فرهنگنامۀ گویش زرتشتیان استان یزد، آمریکا، 1993 م.کتاب در دو بخش سامان یافته ، بخش نخست، دربردارندۀ روشهای دستوری گویش زرتشتیان استان یزد و بخش دوم واژهنامه با برابر نهاد فارسی امروزی آن است. پرستشگاههای زرتشتیان استان یزد، نامهای ویژۀ زنان و مردان زرتشتی تا پیش از 1300 ش نیز در این کتاب پیوست است. (برگرفته از کتاب خانم فرانک فیروزبخش با نام بررسی ساختمان دستوری گویش بهدینان). *فرهنگ و پوشاک زرتشتیان یزد: منیژۀ فرقانی، پایاننامۀ کارشناسی در رشتۀ تکنولوژی طرّاحی و دوخت مرکز آموزش عالی دختران تهران (سمیّه)، استاد راهنما: مهناز ترابیان: 1373، رحلی، 136 ص، مصوّر، رنگی.این پژوهش با همکاری سازمان میراث فرهنگی استان یزد انجامشده و نسخهای از

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: جمعه 11 اسفند 1402 ساعت: 14:42

حسین مسرّتدربارۀ بخشش زمینxadهای گورستان خلد برین یزد، گزارشxadهای بسیاری هست که نگارنده تنها به یادکرد چهار روایت (گزارش) بسنده کرده است که باهم دوگانگیxadهای بسیاری دارد و چون بخشنده، وقفکننده، خریدار، فروشنده و میانجی گران آغازین هیچکدام زنده نیستند، بهناچار، هر چهار گزارش آورده میxadشود تا هم نگهداشت درستکاری شده باشد (چون دو گزارش آن، چاپ شده است) و هم خود خوانندگان درستی یا نادرستی آن را داوری کنند. البته بنا بر دیدگاه یکی از کاردانان، نوشتار غلامرضا جهانفر، درستتر میxadنماید. نخست گزارشی خواندنی از آقای علیxadاکبر شیرسلیمیان، پژوهشگر یزدی:«تاجری به نام حاج حسن (عسکری) با اردشیر پور مهربان معروف به اردشیر عینکی از بازرگانان زردشتی خوشنام یزد شریک میxadشود. موقع رفتن به مکّه به او وصیّت میxadکند که در این چند ماهی که من در مکّه هستم، شما مایحتاج زندگی خانوادهxadام را تأمین کن و یادداشت کن و وقتی برگشتم به شما پس میxadدهم. در ضمن اگر رفتم حج و برنگشتم تو آنچه خرج کردهxadای از سهم شراکت بردار و در ضمن، سرپرستی فرزند کوچکم محمود هم با تو باشد. اتفاقاً حاج حسن در این سفر فوت میxadکند. ازاینرو سرپرستی خانواده و بزرگ نمودن محمود را اردشیر عینکی بر عهده میxadگیرد. او را به مدرسه میxadفرستد. برایش ملک و املاک میxadخرد تا اینکه به سنّ 18 سالگی و تکلیف قانونی میxadرسد. آن موقع به نزد آیتxadالله حاج سیّد محمّدباقر مدرّسی لب خندقی (ره) رفته و شرح ماجرا را کامل بازمیگوید و اظهار میxadدارد: آقای محمود عسکری به تکلیف رسیده و میxadتواند عهدهدار خود و خانواده و اموالش باشد و حالا هر چه شما میxadفرمایید، انجام دهم. ایشان از نام و پیشینۀ وی میxadپرسد و اردشیر عینکی به معرّفی خود میxadپردازد. آقای مدرّسی با شنیدن ماجرا تبسّمی

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 14:11

حسین مسرّت«جمشید امانت که از جستجوی ما آگاه شده بود و دنبال فرصت میxadگشت، مستقیماً به حاجی سیّد محمّدباقر مدرّس مراجعه [کرد] و پیشنهاد زمین فعلی را داد. متأسّفانه این هم مشکل ثبتی داشت... تا اینکه مرحوم عسکریه بهقولمعروف این ریسک را پذیرفت و در صورتمجلس تفکیکی داشت: "که من چون آباء و اجداداً یزدی هستم و میدانم این موضوع چقدر برای یزد ضروری است، به مسئولیّت خود در محلّی که معترض ندارد، بدون قید باقیمانده 9 میلیون متر مربّع در وسط این ملک مجزا میxadکنم...زمین مزبور را متری 5/2 ریال مرحوم رسولیان از جمشید امانت خرید. سند آن در دفترخانۀ شمارۀ 10 یزد به سردفتری آ [قا] شیخ عبدالصّالح صالحی تنظیم شد. موضوعی که واقعاً باید میشد و نشد اینکه در موقع انتقال سند و تنظیم وقفنامه، چون خرج محضر زیاد میxadشد، میxadبایست که جمشید امانت به اسم رسولیان سند بزند و بعداً وقفxadنامه نوشته شود! بنا به پیشنهاد آقای شیخ عبدالصّالح گفت: "بگذارید سند را که به نام جمشید است و پولش را هم گرفته و وقفxadنامه را مستقیماً به جمشید واگذار و همین وقفxadنامه را خود جمشید امضاء کند. من و مرحوم رسولیان در دفترخانه و این موضوع بدون خبر و دخالت آقای حاجی سیّد محمّدباقر انجام شد. مرحوم رسولیان که واقعاً برای رضای خدا کار میکردند، پذیرفت. منتهی وقتی آقا سیّد محمّدباقر از موضوع باخبر شدند، بسیار ناراحت و آزردهخاطر شد.در وقفنامۀ مزبور برای دفن غیرمسلمانان، زاویۀ شمال شرقی را نوشتند و برای مخارجات گورستان قرار شد چاهی در محلّ پیش کار (ده محمودی) که قنات آن بسیار کمxadآب بود، حفر کنند و آب این چاه را در راهرو قنات محمودی قرار دهند.»گزارش کوتاه چهارم از زبان تقی قاسمی پور، متولّی کنونی بنیاد خیریۀ مهدی رسولیان است: «خلد برین

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 14:11

ایسنا/یزد نویسنده و پژوهشگر یزدی یکی از مفاخر حوزه نشر استان یزد را «رضا مدرس یزدی» مشهور به «گلبهار» نام میبرد و میگوید: مدرس یزدی، شخصی خوشنام، فرهنگ دوست، معتمد و خیرخواه مردم بود که در تمام عمر در چارچوب وضعیت مالی خود همواره در راه خیر و کمک به مستمندان پیشگام بود.«حسین مسرّت» در گفتوگو با ایسنا، از «رضا مدرس یزدی» که مردم یزد او را بهنام «محمدرضا مدرسزاده» میشناسند و در افواه به «گلبهار» مشهور است، به عنوان یکی از مشاهیر نامی یزد در حوزه نشر ایران یاد میکند و میگوید: رضا فرزند چهارم حجتالاسلام حاج شیخ «علی مدرس مسگر یزدی» بود که در مهرماه سال ۱۲۹۰ در اصفهان دیده به جهان گشود.وی اضافه می کند: پدرش حاج شیخ علی از روحانیان یزد بود که علوم اسلامی را در محضر آیتالله میرزاسیدعلی مدرس فراگرفته و آنگاه به اصفهان رفته و تحصیلات خود را نزد علمای آن سامان به پایان رسانده بود.وی یکی از شاگردان نامی مدرس یزدی را «جلالالدین همایی» نویسندهی نامی ایران نام میبرد و بیان میکند: مدرس یزدی» دانشمندی بزرگ، مدرسی مشهور، زاهد، پارسا و قناعتپیشه بود. او هیچگاه از وجوه شرعی استفاده نکرد و غالباً از راه نماز و روزهی استیجاری و تصحیح کتب، گذران زندگی میکرد.وی با بیان این که «رضا مدرس» در اصفهان مشغول تحصیل علوم قدیم و جدید شد و اکثر درسها را بهخوبی فراگرفت ولی دبیرستان را به پایان نرسانید، ادامه میدهد: رضا در ۱۵ سالگی بهدعوت آقای مولوی، شوهر خواهرش عازم یزد میشود و به کسب و کار خرّازی در بازار پنجهعلی مشغول میشود ولی چندی بعد مجدداً به دعوت مولوی به جمع شرکای «بنگاه گلبهار» یزد میپیوندند.به گفتهی این پژوهشگر استان، «رضا مدرس یزدی» از آن زمان تا پایان عمر در این بنگ

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 17 بهمن 1402 ساعت: 14:11

حسین مسرّتآنگه که از کوچۀ رندانِ کوی خرابات می گذری و در کنج خلوت، در خانۀ خمار را به صدا در می آوری رند قلندری را می بینی که بر آستان در رخ می نمایاند ، پیراست نه پیر منحنی که پیر گلرنگ است و سر خوش از بادۀ عشق . خرقه رهن می کرده و پیرهن چاک و دست افشان و پای کوبان راهروی کوی عشق است. نو سفر که نه مرد ره است در این ره چه سختی ها به جان پرورده تا به مراد رسیده ، جهان دیده ای روشندل و پیری دلسوخته است ، بر چهره اش نشسته گرد سال ها . آنگه که محتسب[2] به تزویر در میخانه ها را بست و زاهدان ریایی زهد خود را فروختند و مستمندان، گردآلود فقر شدند، حافظ'>حافظ بود که بانگ برآورد :اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم ریاکاران «توطئه ای» طرح کرده که دستاویزی می گردد برای «تبعید » خواجه به شهر یزد[3]، دوری از گلگشت مصلّی و آب رکناباد یزد را برایش زندان سکندری می سازد که هر آن آرزوی رفتن از این منزل ویران دارد و این چنین غریبانه قصّه می پردازد :به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازمو نماز شام غریبان چو گریه آغازم به مویه های غریبانه قصّه پردازم و خرّم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم و ز پی جانان بروم امّا خواجه در این سفر از ساکنان شهر یزد (نه شاه یحیی حاکم یزد) به نیکی یاد نکرده و می گوید :ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما امّا به تعبیر یک جمع از اهل نظر ، تنها پارسایان ( پارسیان = زرتشتیان ) با این غریب حادثه رفتاری در خور داشته اند تا آنجا که از این طایفه مدد می جوید :تازیان را غم احوال گرانباران نیست پارسایان مددی تا

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 10 بهمن 1402 ساعت: 14:10

دَخمههای زردشـتیان یزد*حسین مسرّتمرا دَخمه در شهر ایران کنیدبه ری کاخِ بَهرام ویران کنیدفردوسیپیشدرآمد«دخمه» در صحاح الفُرس، برهان قاطع و غیاث اللغات به چم(معنی): «گورخانۀ گبران» است. در حاشیۀ برهان آمده: «گورستان مُغان و خانۀ بیدر» باشد. در شرف نامۀ منیری گفته میشود: «جایگاهی که مرّبع شکافته باشند و زیر آن پوشش سَغ کرده و نردبان در آن نهاده، چون گبران بمیرند، تابوت سازند و در آن نهند.» «اوبهی» از آن به نامِ «صندوق مُرده» در گورستان یاد میکند.دخمۀ برخی از پادشاهان هخامنشی چون: داریوش اوّل و مانند او در نقش رستم، درون آرامگاه است. هر دخمهای، دارای نگهبان بوده و جای آن را «دخمهدان» یا «دخمهگاه» یا «شهر مَقابر» مینامیدند.[1]در برخی جاها همچون کرمان، برای آمدن به دخمه از نردبان سود میبردند که پس از برداشتن، دیگر کسی بدان جا دسترسی نداشته باشد.***هرمزدیار فَرخانی، دستیار موبد آتشکدۀ یزد چنین میگوید:«دخمهگذاری در ایران و در آئین زردشت متداول نبوده و دلیل آن، دفن کورش است. حتّی زردشت پیامبر ما در بلخ، به خاک سپرده شده است و بیشتر در مواردی همچون: هنگامۀ سرایت برخی بیماریها چون: وبا، حصبه و طاعون یا به گاه جنگهای خانمانسوزی چون یورش چنگیز مغول و تیمور به ایران که در برخی روزها تا بیست هزار نفر کشته میشدند و فرصت کفنودفن نبوده و امکاناتی همچون سردخانه و مانند آن نبوده، مردگان را روی کوههای بلند شهر، کنار یکدیگر در دخمه میگذاردند تا لاشخورها گوشتشان را بخورند و سپس استخوانهایشان را در چالهای که در میان این دخمه جای داشته، چال میکردهاند. بیشتر میتوان گفت: دخمه، حالت گورهای گروهی در هنگام اضطراری را داشته که به هنگامۀ پیش آمد بیماریها از برای گسترش نیافتن و انجام

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 10 بهمن 1402 ساعت: 14:10

دَخمههای زردشـتیان یزد*حسین مسرّتاز دید نگهداری، سرپرستی و دیگر کارها، سرپرستی دخمههای یزد با انجمن زردشتیان است.جلال آل احمد در رهنوردی سال 1377 ش خود به یزد، سری به دخمههای یـزد زده و میگوید:«از دخمههایشان دیدن کرده بودیم، یعنی از برجهای فراموشی، از خانههای ابدی اموات زردشتیان که در آنها به بَدویترین وضعی هنوز مردگان را در اختیار آفتاب و پرندگان میگذارند.یزدیهای زردشتی، دو دخمه دارند. یکی دخمۀ گلستان که دایر است و دیگری دخمۀ مانُکجی Manok-Ji که بسته است و هرکدام بر سر تپّهای دور از شهر. تا پشت در دخمهها رفتیم و آدابورسوم دفن را پرسیدیم و از اناری که پشت سر میّت روی زمین میترکانند، خوشمان آمد. راهنمای ما که خودش، نیمچه دستوری بود (موبد مانند) سرِ دردِ دلش باز شد و از خرافات حرفها زد و از اینکه حتّی در کرمان، رسم تهران را عمل میکنند، ولی یزدیها عجب پابندند و هنوز میانگارند که هر چه زودتر، لاشخور چشمهاشان را از کاسه درآورد، زودتر به (بهشت مینو) واصل میشوند».[1]نگارنده برای بررسی هر چهبهتر و فراگیرتر، خود به دیدن آن دو دخمه در پایان صفائیه، در جنوبیترین جای شهر یزد رفت. بر بالای دو تَپّه، دو دخمه به چشم میخورد، یکی گلستان که نوتر است و دیگر مانکجی که کهنهتر است. این بناها هر دو سنگی بوده و به اندازۀ پانصد گز از هم جای دارند.دخمۀ گلستاندر سمت راست جادّۀ خاکی، درست در سوی باختر ، دخمهای بزرگ به قطر بیستوپنج متر هست و پس از گذشتن از یک جادّۀ سنگی به پهنای دو متر میتوان به آن رسید. مصالح همۀ بنا از پلّهها تا دیوارها همه از سنگ بادبُر است و بر روی دیوارهای بیرونی، کاهگل و گچ روی سنگ کشیدهاند. سراچهای آجری در کنار در ورودی این دخمه به چشم میخورد که گ

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 10 بهمن 1402 ساعت: 14:10

سید محمد علی گلابزاده رئیس پژوهشکده کرمان شناسیهیچ حالی خوشتر از این نیست که پس از مدتی مهجوری و دوری از یار و دیار، جریدهای سرشار از واژههای مهرآمیز به دستت برسد که تو را به گوشههای تاریخ و جای جای سرزمینی ببرد که دل در گرو آن داری به همان ولایتی که دارالعبادهاش خواندهاند، خطه بادگیرهای بلند، بزرگترین شهر خشتی جهان، با کوچههائی که آشتی را هدیه رهگذرانش میکند و معبرهائی که بوی محبت آن آدمی را به عالم خلسه میبرد و سبزستانی از رویاهای شیرین در برابر او میگشاید.وقتی ندای یزد به دستم میرسد، حتی اگر میانه راه باشم، دقایقی میایستم، پاکت را میگشایم آنرا باز میکنم و با نگاهی گذرا ورق میزنم و مرغ اندیشه را به بامهای برافراشتهاش مینشانم و در بحر خاطرات، جولانی میدهم تا در خانه یا اداره مستقر شوم و از سر فرصت به قرائت سطر سطر مطالبش بپردازم.ای کاش، آنها که تمام فرصت و اوقات فراغت خود را در شبکههای مجازی میگذرانند و اکثراً هم بعد از ساعتها پرسه زدن در این فضای «مجازی» نه «حقیقی و واقعی» دست خالی بر می گردند سری به روزنامهها و کتابها و مواریث مکتوب میزدند و از بوی دلاویز کاغذ مست میشدند و لذتی که ما دلبستگان به مکتوبهای نوشتاری میبریم را تجربه میکردند و آن وقت درمییافتند که سخنی به گزاف نمیگویم.باری سخن ما درباره روزنامه وزین ندای یزد بود که آواز خود را در گوش زمان سر داده و بزرگیهای این سرزمین ماندگار را به تصویر کشیده است. هفته نامهای که پیشانی آن با خط خ

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 17:02

حسین مسرتدر کنار خیلههای دخمههای سهگانۀ گلستان خانم و مانکجی، در جایی که اکنون به صفائیّه شهره گشته است، آبانباری زیبا و چشمنواز بر روی زمین خودنمایی میکند که برخاسته از اندیشۀ پاک فریدون کیخسرو قاسمآبادی است. او که بارها بسیاری از همکیشان زرتشتی خود را دیده بود که از فرسنگها راه دور پیاده و سواره برای آیین دخمه سپاری و بزرگداشت و پُرسۀ مردگان خود به اینسوی شهر میآیند و ناچارند در گرمای تابستان ساعتها در خیلههای گرم اتراق کنند تا آیین دخمه گذاری پایان پذیرد، در اندیشۀ ساخت این جایگاه همگانی در سال 1324 خورشیدی افتاد.خیلهها به گونۀ ساختمانهای بههمپیوسته، هرکدام وابسته به باشندگان یکی از برزنهای زرتشتینشین یزد مانند: اهرستان، خرّمشاه، پشت خان علی، رحمتآباد، قاسمآباد، کوچه بیوک، نرسیآباد، گودال شهریاری، لرد آسیاب، تل، اکبرآباد، نعیمآباد و آتشکده است.ارباب فریدون با پشتکاری خوب نهتنها آبانبار را همه از آجر خوشرنگ ساخته، بلکه با پشتکار و تلاشی ستودنی، آب قنات قاسمآباد که ساختۀ حاج ابوالقاسم رشتی بود و از مبارکه سرچشمه میگرفت، بر آن روان کرد.آبانبار دارای یک سردر با آرایشهای کاربندی آجری و چون ویژۀ زرتشتیان بوده، دارای یک پاشیر و شیر آب است که با پیمودن 45 پلّه (30 پلّه در ایستگاه نخست و 15 پلّه در ایستگاه دوم) میتوان به آب خنک و زلال آن دسترسی یافت. راهپلّه بدون نورگیر بوده و عمود بر مخزن است. شوند شاید آن بوده که همۀ آیینهای دخمهگذاری در روز روشن بوده است.پدیدۀ دیدنی و درخور درنگ این بنا، دو بادگیر مشبک و چهارسویه و آجری است که تاکنون در هیچ جای ایران دیده نشده است. این راهکار به شَوند کوتاهی ساقۀ بادگیر و جای گرفتن در بیابان بیدروپیکر، هم از

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 17:02

حسین مسرّتپژوهشگر حوزۀ یزدشناسیبه تازگی از سوی پژوهشگر ، فهرست نگار و نسخه پژوه گرامی جناب آقای دکتر حسین متقی ، عکس دست نویس سه شعر تازه یاب سرودۀ فرّخی یزدی (1265- 1318ش) از جُنگی[1] که گردآوری امیرمحمّد خان خطیب لو خمسه ای (اشرف الملک لشکر نویس) ( ۱۲۸۵ ق - 1345ش) از شاعران (با تخلص اشرف)، نویسندگان و مترجمان و از بانیان کتابخانۀ ملّی ایران که با بسیاری از بزرگان ادب مانند بدیع الزمان فروزان فر ،شیخ اورنگ و انجدانی دوست بوده و در جریان قرارداد 1919م وثوق الدوله با انگلیس از مخالفان قرارداد بوده است[2]، به دستم رسیده که نسبت به گزارش و نشر آن اقدام می شود.این سه شعر که یکی مخمّس ، یکی قطعه و دیگری قصیده هستند ، هرسه به مناسبتی ویژه سروده شدند و جالب آنکه در کامل ترین و آخرین ویرایش دیوان فرّخی یزدی که به کوشش اینجانب (نشر مولی، 1391) چاپ شده، وجود ندارد و این تازگی ندارد ، زیرا چنانکه در دیباچۀ آن دیوان نیز به گونۀ گسترده گزارش داده شد (ص چهل و هشت تا شصت و شش)، فرّخی هیچ گاه در پی گردآوری دیوان اشعارش نبوده و گاه به نخستین کسی که برمی خورده، تازه ترین سروده اش را می داده و آنچه به نام دیوان فرّخی موجود است، گردآوری و پژوهش اشعار او از درون نشریّات طوفان، طوفان هفتگی، ستارۀ شرق ، آیینۀ افکار، پیکار ، قیام (همگی از فرّخی یزدی) و دیگر نشریات سال های 1329 ق تا 1322 ش مانند مجلس (از سید محمّدحسین طباطبایی) ، اقدام (از عبّاس خلیلی) آژیر ( از سید جعفر جوادزاده مشهور به سید جعفر پیشه وری) ، ایزوستیا ( از شوروی) و غیره و نیز انبوه خاطرات چاپ شده و دست نوشته ها (به ویژه از محمّدعلی عسکری کامران، محمّد گلبن و عبّاس یمینی شریف) و گفت و گوها ( به ویژه با دکتر محمود رشیقی فیروز

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1402 ساعت: 17:02

حسین مسرّتدانش طلب و بزرگی آموزتا به نگرند، روزت از روزنظامیپس از پرس و جوی بسیار، باشگاه مَزدیَسنا را در برزن خرّمشاه مییابم. جایگاهی است پر از هیاهوی ورزشکاران و تلاش و کوشش آنان برای پرورش روان و جان. افزون بر زمین بسکتبال که گروهی بازیگر و گروهی تماشاگر آناند، یک زمین فوتبال خاکی و میدانگاهی نوساز برای بازیهای کودکان به چشم میخورد. در میان این باشگاه، ساختمانی آجری جای دارد که بر آن لوحة کتابخانة ناهید خرّمشاه، چشم را میرباید. جایی که برخلاف باشگاه که شلوغ و پر از فریاد است، خموش است و تاریک. با در بسته روبهرو میشوم، سراغی از کتابدار آن گرفته که آقایی به نام بهرام پیراهش خود را به من شناساند. او دارای مدرک کارشناسی حسابداری است و هیچگونه پیشینة کتابداری ندارد. با راهنمایی وی از کتابخانه بازدید میکنم.نخست بگویم که از راه کتاب: «تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان»[1] نشانی اینجا را به دست آوردم. از زمان بهره جسته و برخی آمار و آگاهیها را نه از راه پرسش، بل از ره کنجکاوی (!) به دست میآورم. این کتابخانه، وابسته به انجمن زرتشتیان خرّمشاه یزد است که نخست در سال 1356 به نام کتابخانه در مهر خرّمشاه، در در مهر (آتشکده) زرتشتیان خرّمشاه به کار میپرداخته و سپس از سوی یکی از دهشمندان زرتشتی و گویا به یادبود دخترش ناهید و با یاری او این جایگاه بنیاد شده و آغاز به کار میکند. چنانکه در سنگ تاریخ مرمرین آن آمده: «بنیاد 1359 خورشیدی- 1349 یزدگردی».بیش از هزار جلد کتاب ارزنده و سودمند دارد که برخی از آنها در گونة خود بیمانندند، همچون: شاهنامة فردوسی، تاریخ های ایران و کویرهای ایران و بهسان کتابخانة هورشت (کتابخانة بزرگ زرتشتیان یزد) غنیترین کتابهای تاریخ ایران و کتابهای ویژ

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 12:26

عاطفه دهقانیآیین بزرگداشت «حسین مسرت» پژوهشگر پیشکسوت استان یزد به مناسبت هفته پژوهش با حضور جمعی از مسئولان و پیشکسوتان فرهنگ و هنر استان یزد و اهالی کتاب و اندیشه در در محل کتابخانه مرکزی یزد برگزار گردید .«حسین مسرت» نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت، کتابدار مرجع، نسخهشناس و فهرستنگار کتابهای چاپ سنگی و خطی سرشناس استان یزد و کشور است.به گفته « حمید رضا امیری » از اساتید پیشکسوت فرهنگ وادب استان یزد حسین مسرت پیشوند استاد نمی خواهد چرا که آنچه در وجود اوست ، لزوما در معانی و مفاهیمی که از واژه « استاد » برداشت می کنیم ، نیست .حسین مسرت به تنهایی یادآور آرامش ، نجابت ، سختکوشی ، پیگیری ، خستگی ناپذیری ، همدلی و همراهی است .دکتر«علی اکبرجعفری ندوشن » درپاسداشت این نویسنده و پژوهشگر پرتلاش باعنوان « برای او که جهانی است بنشسته درگوشه ای » چنین نگارش کرده است :دراین شبها، به همت کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان یزد، کنسرت موسیقایی با روایت داستان لیلی ومجنون بر پا شده است که با استقبال درخور توجهی هم روبرو است .این کانون که در تجربه هنری ارزشمندی در سال گذشته با شاهنامه فردوسی وداستان رستم وسهراب توانایی مدیران واعضای خود را درارائه هنر موسیقی ملی همراه با عطف توجه جدی به ادبیات دیرپا وماندگارفارسی به نمایش گذاشته بود شایسته سپاس فراوان است وباید امیدوار بود که به کمک نهادهای دیگر ،چراغی که در این ایام باسعادت برافروخته همواره پرپروغ بماند.اما آنچه دراین میان سزاوار ستایشی مضاعف است حسن تدبیرارزنده ای است که مدیران ودست اندرکاران این مراسم در پاسداشت مقام علمی -فرهنگی ناموران عرصه فرهنگ وهنر این استان به کار گرفته اند ،سالها بود که حسرت چنین همتی به دلها بود .صاحب قلمان دانشی ور و

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 12:26

حسین مسرّتهمبستگی مردمی در ساخت بنایی همگانی، ویژگی این آبانبار است که در نزد کمتر آبانباری در یزد دیدهشده است. نزدیک به سال 1312 ش با اندیشۀ نیک رستم اسفندیار و برای بهرهوری مردم بخش جنوب برزن کوچه بیوک که بیشتر زرتشتی بودند. شالودۀ ساخت این آبانبار از سوی او ریخته میشود. پس دستبهکار شده و با گردآوری 6-7 هزار تومان از نیکوکاران کوچه بیوک که برخی باشندۀ تهران و بمبئی بودند، توانست در زمان سه سال این بنا را در سال 1315 ش به پایان رساند.نکتهای که در نزد بسیاری از بناهای زرتشتی ساخت یزد دیده میشود، ساخت آن به یادبود (نامگانه) پدر و مادر و دیگر بستگان و درگذشتگان است که برای روان شادی آنان از سوی بستگان ساخته میشد.همانند این آبانبار که خداپرست گشتاسب به یادبود پدرش، گشتاسب خداپرست و مادرش زمرّد اسفندیار و رستم اسفندیار به یاد فرزند ناکامش خدارحم رستم و کسی دیگر به یاد جوان ناکام فریبرز اردشیر هزینۀ ساخت آن را پرداخته است و سهراب رستم (سهراب رستم بنداری) به شَوند نداشتن فرزند و پایدار ماندن نامش به چنین کار نیکی دستزده است. در این میان، نام شیرین خسرو، همسر خداپرست گشتاسب و گل خداداد، همسر رستم دیده می شود.این بنای همه آجری که درگاه ورودی زیبایی دارد و بر دو سویش سکّو ساختهشده است، دارای دو شیر جداگانه برای مسلمانان و زرتشتیان است. هماهنگی مخزن و بادگیر هم بدان زیبایی دوچندان داده است. در گویش بومی زرتشتی، آنجا را «دَرمشا»« Darmasha »یعنی: دَر مشو، یعنی: در نرو گویند. چون در آن روزگاران، پس ازآنجا بیابان بوده، مردم بومی به فرزندان کوچک خود سفارش میکردند که ازآنجا دورتر نروند. اکنونکه کوچه بیوک یکی از برزنهای میانی شهر یزد است، در شمال این برزن، چند آبانبار دیگر س

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 12:26

کتابخانة اَهنَوَد[1] قاسمآبادیاران زمانه را وفایی نبودبهتر ز کتاب، آشنایی نبودگر یارِ صدیق و جای امنی طلبیخوشتر ز کتابخانه جایی نبودسید رضا بهشتی «دریا»[2] به سال 1351 به کوشش و پشتکار مهربان ماوندادی، کتابخانة جوانان زرتشتی قاسمآباد وابسته به باشگاه اهنود و انجمن زرتشتیان قاسمآباد، درون دبستان گشتاسبی با شمارگان کمی کتاب گشایش مییابد، از همان آغاز به عضوگیری میپردازد و همۀ کسانی که هموند باشگاه بودند از داشته های آن نیز بهره میبردند. هرچند به کسانی هم که هموند نبودند نیز کتاب داده و پیشواز خوبی میشد.کتابخانه به گونۀ شورایی و از سوی هموندان باشگاه اهنود گردانده میشد. بیشتر کتابها را مردم نیکوکار قاسمآباد که باشندة یزد یا تهران بودند، بخشیده و برخی نیز به نامگانة درگذشتگان خودشان می بخشیدند، همچون کتابهایی که از سوی آقای منوچهر لهراسب بخشیده شده است. کتابخانه که با انگیزۀ رشد فرهنگ مردم بهویژه نسل جوان گشایشیافته بود، حتّی در چند سال نخست نیز کلاسهای روش کتابداری و آشنایی مردم با کتابخانه و شیوة بهره وری از آن را گذاشته بود. آن زمان بهگونۀ قفسة بسته بود و چگونگی هموندی (عضویّت) در آغاز رایگان بود، ولی پس از آن با پرداخت 20 ریال میتوانستند از همۀ داشته ها باشگاه ورزشی و کتابخانه بهرهمند شوند.در سال 1358 شوربختانه بر اثر برداشت نادرستی که شده بود ، برخی از کتابهای سودمند را از بین بردند. در سال 1359 با پول پیشکشی مردم و به نامگانة استاد ماهیار، بنیاد آموزش دینی و تربیتی و اجتماعی زرتشتیان استاد ماهیار اردشیر روی زمین همان دبستان دخترانة ماهیاری در کوچة زرتشت ساخته شد. همزمان با گشایش آن، کتابخانة آن نیز با گردآوری کتابهای کتابخانة دبستان کماکان زیر پوشش

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 18:42

حسین مسرّتاکنون یازدهمین سال کوشندگی نشریۀ پربار بشارت یزد پشت سر گذاشته می شود. جواد آذر نگار که از سل 1370فعالیت مطبوعاتی خود را با روزنامه های سراسری ایران پشت سرگذاشته و برخی ویژه نامه های استانی نشریاتی مانند: حیات نو ، جامعه ، سلام و غیره را سردبیری می کرد . پس از آنکه نتوانست مجوز طوفان امروز را بگیرد، پیک بشارت را در سال 1382 گرفت و سپس به بشارت نو تغییر یافت و به گونۀ سراسری چاپ کرد. او در کنار این کار پر زحمت که اکنون بیستمین سال خود را پشت سر می گذارد، چون جای نشریه ای فراگیر و استانی را خالی دید، مجوز بشارت یزد را هم گرفت و در درازنای این 11ساله صدها گزارش فرهنگی، اجتماعی، ادبی، هنری و مردمی را همراه با گفتارهای سودمند زیادی درج کرده است که اگر یک روزی بهترین های آن را گزیده کند . مجموعه ای ارزشمند خواهد شد. آذر نگار از همراهی و همگامی سردبیری کوشا و پرتلاش به نام صالح مستوفیان و گروهی از خبرنگاران و نویسندگاه زبده برخوردار است که بشارت را تبدیل به نشریه ای پویا وهمگام با رخدادهای اجتماعی و فرهنگی استان یزد کرده است که تقریبا بدون درنگ چاپ شده است. به ویژه در هنگامی که دشواری فراهم آوری کاغذ در میان است. امیدوارم همچنان او و گروه همراه توانمندش بتوانند نشریه را همچنان کارآ و سودمند چاپ کنند.*بشارت یزد ، ش 2003.

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 18:42

حسین مسرّتکتاب ای فروزندة عقل و هوشجکتاب ای خرد را همه زاد و توش«م. بهستا»[1]کتابخانة تالار رستم، وابسته به انجمن زرتشتیان نرسیآباد است. در درون یک ساختمان نوساز به نام: «مرکز دینی عمو خدابخش، تالار رستم خدارحم بُندار فلفلی» و در اشکوب دوم آن کتابخانهای با اندازۀ 6 ´ 3 متر جای گرفته است. از مدیر کتابخانه دربارة خودش و کتابخانه میپرسم:نامم کیخسرو بهمنی، کارشناس ریاضی و دبیر هنرستان شهر زارچ هستم و از شهریور 1365 سرپرستی اینجا را پذیرفتهام. در گذشته، درست از زمان گشایش آن (1350) تا شهریور 1365 آقایان کامران و فرشید استادمهری به کارِ گردانندگی آن سرگرم بودهاند و پیش از آنکه تالار رستم در سال 1360 ساخته شود، کتابخانهای کوچک درون درِ مهر (آتشکده) و در گوشة مدرسة دینی، در یک اتاق ویژه جای داشت و پسازآن کتابها و قفسهها و مدرسه بدین جا آورده شده. ولی سالمه (تاریخ) گشایش آنکه بر مُهر کندهشده، 1355 است.انگیزۀ ما از برپایی کتابخانه، آشنایی مردم برزن، با دانش و فرهنگ و دین زرتشتی بوده. شمار کتابهای چاپی فارسی ما 600 جلد و نزدیک به سیجلد هم کتابهای علمی و فنّی الکتریکی به زبان بیگانه داریم. شاید شمار 600 جلد کتاب کمی شگفتانگیز باشد، ولی آنگاهکه بدانیم سودمندترین کتابها را در بردارد و نزدیک به 80 درصدشان نایاب است و از دید برگ و کلفتی بهاندازۀ 2500 جلد کتاب دیگر کتابخانههای برزنها است، از آن خرسند میشویم. کتابهایی همچون: «ایران در یکصد و سیزده سال پیش» نگارش: ارنست هولستر، «باستانشناسی ایران باستان» نوشتة: لوئی واندنبرگ، «اطلس تاریخی ایران»، چاپ دانشگاه تهران، «گاوباربان پادوسپانی»، مجموعة کتابهای حافظ به کوشش آقای فرزاد در 8 دفتر و فرهنگهای گوناگون زبان پهلوی و

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 18:42

حسین مسرّتدر آذر 1398 ش، یازدهمین برنامه از رشته نشستهای شبهای فرهنگی یزد ویژۀ دبیرستان'>دبیرستان کیخسروی بود. این برنامه با کوشش و سرمایۀ سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری یزد، وهمراهی خانۀ صلح و اندیشه و گروهی از سازمانهای دیگر برگزار شد. مهندس سپنتا نیکنام، هموند زرتشتی شورای شهر یزد و مهندس میترا رئیسی از سخنرانانهای زرتشتی این نشست بودند، همچنین دکتر جمالالدّین عزیزی، شهردار یزد، مهندس حسن دهقان شیری، مدیر دبیرستان کیخسروی، دکتر عباسعلی دانافر، مدیر کلّ آموزشوپرورش استان یزد و دکتر مهدی برهان پور، هموند هیئتعلمی دانشگاه یزد از سخنرانان دیگر این برنامه بودند.اکنون دبیرستان با نام دورۀ دوم متوسّطه - نظری پسرانۀ دولتی کیخسروی در بخش 2 آموزشوپرورش یزد کاربری دارد و در سال آموزشی 1399- 1400 ش، دارای 392 دانشآموز در سه رشتۀ انسانی، تجربی و ریاضی با 13 کلاس، 38 دبیر و 4 معاون، کاربری آموزشی دارد. مدیر کنونی دبیرستان، مهندس حسن دهقان شیری و دارای کارشناسی ارشد شیمی است.دبیرستان ماندگار با رویکرد به پیشینه و آنچه که تاکنون گفته شد و با نگرش به نشانههای زیر، بایسته و شایسته است که این دبیرستان هم در ردۀ دبیرستانهای ماندگار کشور به ثبت برسد.«امّا شاخصهای انتخاب مدارس ماندگار چیست؟1. قدمت و سابقۀ آموزشی بیش از نیمقرن.2. داشتن اعتبار و پیشینۀ درخشان علمی، فرهنگی و تاریخی در سطح ملّی و بینالمللی.3. برخورداری واحد آموزشی از امتیازاتی نظیر مؤسّسانی دارای شخصیتی معنوی و شاخص یا سابقۀ فعالیت چهرههای برجسته و ممتاز در واحد آموزشی.4. داشتن فارغالتحصیلان برجستۀ علمی، فرهنگی و اجتماعی.5. داشتن فعالیّت موفق آموزشی، علمی عملی و فرهنگی در سالهای اخیر، موفقیّت دانشآموختگان این مدارس

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 12:39

حسین مسرّت-------------: «سالنامۀ دبیرستان'>دبیرستان کیخسروی یزد»، در کتاب: یزد، یادگار تاریخ، تهران: دف، ویرایش دوم، 1395، ج 1: 249.-----------------: یزد یادگار تاریخ، تهران: دف، ویرایش دوم، 1395، ج 1.مصحفی، عبدالحسین: «گفتگو با عبدالحسین مصحفی، معلّم مؤلّف ریاضی و مترجم کوشای کرمانی (یاد ماندگار)»، گفتوگوکننده: جواد محقق، رشد معلّم، ش 155(بهمن 1379) .میرزا مهربان رئیس: «شرححال ماستر خدابخش»، فروهر، س 15، ش 11 و 12: 470.نسیمی، پریبرز: «خدمات اجتماعی زرتشتیان در یزد» ارمغان، دورۀ سی و دوم - ش 7 (مهر 1342 ):321-322.------------: «تاریخچۀ مختصر دبیرستان کیخسروی یزد»، سالنامۀ دبیرستان کیخسروی یزد، 1315 : 11-22.[نسیمی، پریبرز]: «دبیرستان کیخسروی»، سالنامۀ فرهنگ یزد (سال آموزشی 1328 -1327)، ص 25-28.[نسیمی، پریبرز]: «دبیرستان کیخسروی»، سالنامۀ فرهنگ یزد (سال آموزشی 1329 -1328)، ص 30-33. [نسیمی، پریبرز]: «دبیرستان کیخسروی»، سالنامۀ فرهنگ یزد (سال آموزشی 1332-1333)، ص 47-48.[نسیمی، پریبرز]: «دبیرستان کیخسروی»، سالنامۀ فرهنگ یزد (سال آموزشی 1341-1342)، ص 113-115.[نسیمی، پریبرز]: «دبیرستان کیخسروی یزد»، پندارها، س 1، ش 4 (15/6/1331): 5-7.-------------: «سیزده باب دبستانهای دهات یزد که وابسته به مدرسۀ کیخسروی بودند»، فروهر، س 21، ش 11 و 12(آذر و دی 1365):2-7؛ س 22، ش 1 و 2 (فروردین و اردیبهشت 1366): 1-5.-------------: «مدرسۀ کیخسروی»، فروهر، س 21، ش 9-10(بهمن و اسفند 1365):3-6.نمیرانیان، کتایون: زرتشتیان ایران پس از اسلام تا امروز، کرمان: مرکز کرمان شناسی،1382.هیربد، شهریار: خاطرات رستم شاپور مهر، مشهد: پاپلی، 1393، ج 3.دیگر منابع«آغاز مرمّت دبیرستان تاریخی کیخسروی یزد بااعتباری بالغبر

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 12:39

حسین مسرّتسالخوردگان يزدي به ياد دارند كه در گذشته های دور، از مسيري كه اكنون از خيابان سيدگلسرخ و رحيمآباد و صدرآباد ميگذرد، به مشهد ميرفتند. مسير چند تن از جهانگردان مشهور از جمله ژنرال گاردان، سروان كريستي، كُلنل سيام مَك گِرگِر نيز اين چنين بوده، در سفرنامة گرگر آمده است: يزد (نارين قلعه)، حوض جعفر (در ده مايلي يزد)، ارتفاعاتها رونا، آب پخشان، انجيرك، حوض سفيد، چاهنو، خرانق و در جديدترين سفرنامه از صفاء السّلطنه ناييني آمده كه به سال 1300 قمري از مسير خرانق، دارونه «درند؟» و انجيرك به يزد گذركرده است. بازسازي مسير قديمي يزد به خرانق از چند نظر ميتواند سودمند باشد، (چنانچه از لحاظ شهري با دشواري روبرست، ميتوان از همان راهي كه نزديك كارخانة گچ يزد است، بهره برد):1- از اندازة رفت و آمد مسير يزد تا دو راهي طبس ميكاهد. به ويژه آن كه مسير اتوبوسهاي شيراز و برخي شهرهاي استان فارس از طريق يزد است. 2- از تصادفات سنگين مسير يزد تا دو راهي طبس پيشگيري خواهد شد. 3- كمك به آباداني و پيشرفت روستاهاي مسير خواهد شد و براي روستاهاي طامهر، دربيد، نيوك، منصوري، محموديه، سنجدك، انجيرك و چاه نصر، راه هاي خوبي ايجاد خواهد گرديد. 4- راهي عملي و منطقي براي باز زندهسازي كاروانسراي كهن و كار آمد انجيرك گشوده خواهد شد كه زماني چند سازمان ميراث فرهنگي در صدد بازسازي و رونق آن و تبديل آن به قهوة خانة سنّتي و ايستگاه بين راهي بود. 5- به واسطة وجود معادن سرب و ... در اين مسير، راه عبور ماشين هاي اداري و غيراداري براي سركشي و شناسايي اين معادن نزديك تر و هموارتر خواهد شد. 6- اگر مسير يزد، خرانق بدين واسطه نزديك تر شود، از لحاظ اقتصادي و سوخت و كاركرد خودروها نيز به صرفه خواهد بود. بخش دوم

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1402 ساعت: 12:39

«اشتری یزدی، از شاعران نامی یزد در عصر قاجار بود»ایسنای مرکز یزد(30/1/1401)// ملک یزد، س73، ش2932 (23/5/1401):4.«افصح الملک از شعرای یزدی دورۀ قاجار» ایسنای مرکز یزد (20/1/1401)// ملک یزد، س73، ش2933(6/6/1401):4.«ایرانشهر ماندگار»تازه های کتاب یزد در برنامۀ چادی شب از صدای مرکز یزد (31/5/1401).«ایرج افشار، نماد یک ایرانشناس سختکوش و هوشمند»ایرج افشار، فرزانۀ فروتن ما» : اسماعیل خزائی، پایان نامۀ دکتری کسب و کار آکادمی برند ایران، استاد راهنما: دکتر شهریار شفیعی، 1401.«پاژ»برنامۀ رادیویی چادی شب صدای مرکز یزد (13/4/1401).«ثبت جهانی یزد، وظیفۀ یزدیها را سنگینتر کرد»ملک یزد، س72، ش2926 (25/2/1401):4.«چه کسی 400 سال پیش اوّلین نماز جمعۀ یزد را اقامه کرد»ایسنای مرکز یزد (14/1/1401)// ملک یزد، س 73، ش2934(20/6/1401): با عنوان : «مولانا محمّد مقیمای یزدی».«حسین محبوبی اردکانی»برنامۀ رادیویی چادی شب ،صدای مرکز یزد(5/2/1401).«دانش تفرشی، سخنوری که قدر وی ناشناخته مانده است»خبرگزاری ایسنای یزد (12/4/1401)// بشارت یزد ، س10، ش 1591(14/4/1401): 6 و ش 1592(16/4/1401): 4 با عنوان: «دانش تفرشی، سخنور خوشنویس و منجّم مشهور عصر قاجار بود».«درج در دُرج خیال»تازه های کتاب ، برنامۀ چادی شب صدای مرکز یزد (24/5/1401).«دیباچه ها»برنامۀ رادیویی چادی شب از صدای مرکز یزد (30/3/1401).«دیوان حاج میرزا کاظم طبیب» برنامۀ رادیویی چادی شب ،صدای مرکز یزد(6/4/1401).«ردّ پای کمرنگ انجم یزدی در تاریخ معاصر» خبرگزاری ایسنای یزد (1/3/1401)// ملک یزد، س73، ش2935 (10/7/1401):4// تارنمای طلوع یزد (1/3/1401).«روایتی از شوّاز کهن» تازه های کتاب در برنامۀ رادیویی چادی شب از صدای مرکز یزد (21/6/1401).«زندگی و بندگی»ب

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: پنجشنبه 31 فروردين 1402 ساعت: 15:24

«کوهریگ شناسی»تازه های کتاب ، برنامۀ جادی شب از صدای مرکز یزد (3/5/1401).«گذاری بر گذار شمس و جلال آل احمد از یزد و کرمان» برنامۀ رادیویی چادی شب (19/2/1401).«گذری بر زندگی حسین بشارت، بازرگان فرهنگدوست یزد»(گفت وگو)ایسنای یزد (10/3/1401)// بشارت یزد ، س9، ش1564(11/3/1401) : 1و ش 1565 (12/3/1401):3.«گذری بر
«خشت در فرهنگ عامّه» مردم نامه،ش20(بهار 1401 ): 215-231.«خشت در نگاه تاریخ» معماری اقلیم گرم و خشک،س10، ش15(شهریور 1401 ): 245-256.«خواجه غیاث نقشبند، هنرمندی توانا و شاعری دانا»پیمان یزد، س 29 ، ش5589(3/5/1401):3 و ش5590(4/5/1401):3و ش 5600(22/5/1401): 7.«خوانسار پژوهی»جهان کتاب ، س27، ش393 (خرداد – تیر 1401): 27-28.«داستان ننه زهرا و پسرش»جهان کتاب، س 27، ش392( فروردین اردیبهشت 1401): 28- 29. «دبستان دوشیزگان، دبستانی برای آگاهی»پیمان یزد، س29، ش5516(31/1/1401): 2.«در آرزوی نسیم محبّت، همگام با رویش عاطفهها» حکیم یزد ، س4، ش40(فروردین 1401):1.«درسنامهای به نام روزها»ملک یزد ، س72، ش2930(26/4/1401):4.«دکتر حمیدرضا نوّاب پور، مدرّس ریاضی»ندای یزد ،س38، ش1680(27/2/1401):1.«دیدار با اهل قلم و فرهنگ» یزد امروز، س21، ش853(15/1/1401): 2.«دیدگاههای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی دربارۀ آبانبار» بشارت یزد، س9، ش1551(27/2/1401):1 و ش 1553(29/2/1401):1 و ش1555(1/3/1401):1 و ش 1560(7/3/1401):1 و ش1563 (10/3/1401): 1 و ش 1565 (12/3/1401): 1 و ش 1566 (16/3/1401):1.«رستم و سهراب، کاری ماندگار در یزد» یزد امروز، س21، ش859(2/3/1401):2.«روزشمار و سالشمار زندگی مهندس سعید افضلی پور»صدای جامعۀ معدنی (مجموعه گفتارها و گفت وگوهایی در باب معدن و صنایع معدنی)، اثر: سعید افضلی پور، به کوشش: حسین مسرّت و مهسا رشتی پور، یزد: اندیشمندان یزد، 1401: 22-27.«زبان اهل اشارت، گنجینهای گرانسنگ» یزد امروز، س21، ش867 (10/5/1401): 2.«زندگی، آثار و خدمات دکتر محمّدصالح اولیاء»پیمان یزد، س 29، ش5582(25/4/1401): 3.« زندگی نامۀ انجم یزدی»پیمان یزد، س29، ش 5566(4/4/1401): 3. «زندگینامۀ محمّدطاهر نصرآبادی» تارن

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1402 ساعت: 23:03

«صحّافی سنّتی ایرانی»یزد امروز، س 21، ش865 (20/4/1401):2.«عارف موسیقی دان»جهان کتاب، س 27، ش پیاپی 392 (فروردین و اردیبهشت 1401): 65-66.«فرار از مدرسه»جهان کتاب ، س27، ش 393 (خرداد – تیر 1401): 73.«فهرست گفتارها و گفتگوهای سعید افضلی پور»صدای جامعۀ معدنی،همان، 1401: 156-160.« قصّۀ پرگار»پرگار، س 9، ش182(پیاپی 215)(25/3/1401): 62-66. «کارگاه حافظۀ جهانی» یزدامروز، س21، ش 855(29/1/1401):2.«
«میراث ایران»اطلاعات ، س97، ش28197 (9/6/1401)؛ پیوست فرهنگی:5 // تارنمای دایرظ المعارف بزرگ اسلامی (13/6/1401).« ناردانه ها»ایران، س28، ش72926(18/3/1401):12.«نخستین سمینار حملۀ مغول و پیامدهای آن» یزد امروز، س 21، ش872(21/6/1401):2.«نقش آب انبارها در کاهش خسارت سیل»بشارت یزد، س10، ش1622 (26/5/1401): 1.«نقش دکتر محمّدرضا اولیاء در نگهداری و بازسازی میراث فرهنگی یزد» (گفت و گو)پرگار ، س9، ش 183 (پیاپی 216) (18/4/1401) : 62-66 و ش 184 (پیاپی 217 ) (18/5/1401): 52-57.«نقش کتابخانۀ وزیری در پیشبرد فرهنگ و دانش یزد»تارنمای طلوع یزد (8/4/1401).«نقش محمّدتقی عسکری کامران در بنیان ندای یزد و و رشد و بالندگی فرهنگ یزد»بررسی های نوین تاریخی ،دورۀ جدید، س6، ش1و2 (بهار و تابستان1401): 231-237.«نگار من که به مکتب نرفت و...»بشارت یزد، س9، ش1552(28/2/1401):1و4 (سرمقاله).«واژهشناسی آبانبار» بشارت یزد، س10، ش1573(24/3/1401) : 1 و ش1577(29/3/14019: 1 و ش 1579(31/3/1401) :1 و ش 1580(1/4/1401): 7 و ش 1582 (4/4/1401): 1 وش 1584 (6/4/1401) : 1 و ش 1590 (13/4/1401):1.«واژهنامۀ خشت و فنون وابسته» پیمان یزد، س29، ش 5646 (19/7/1401) : 6-7 و ش5649(23/7/1401): 6 و ش 5663 (9/8/1401):7 و ش 5679 (28/8/1401): 6و7 و ش 5687 (7/9/1401): 6-7.«واقفان، بانیان، متولّیّان و سازندگان آبانبارهای یزد» ندای یزد، س38، ش1694(8/6/1401): 1و4 و ش1695 (15/6/1401): 4و ش 1696(22/6/1401): 4 و ش 1697(29/6/1401): 4.«ورزشدرمانی در یزد» ملک یزد ، س72، ش2928(22/3/1401): 4.«هستی، زبان گویای امروز» یزد امروز، س21، ش854(22/1/1401):2.«یادی از روانشاد محمود شفیع حسینی، کتابفروش آگاه یزد» پرگار، س9، ش180(20/1/1401):52-53.«یزد، دیار

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1402 ساعت: 23:03

حسین مسرّتنگارنده در سال 1401 به غیر از کتاب هایی که بنا به ضرورت کارهای پژوهشی خود بایستی می خواندم و از آن بهره می گرفتم؛ مانند کتاب هایی در حوزۀ ادب ، فرهنگ و تاریخ یزد که نقد و معرّفی برخی از آن ها هم در شماره های جهان کتاب سال 1401 چاپ شد ؛ موفق به خواندن دفتر ششم کتاب خواندنی شازدۀ حمّام اثر جغرافی دان نامدار جهانی، دکتر محمّدحسین پاپلی یزدی شدم که این دفتر به نام «گل های ماه پرویز» چاپ شده و دربردارندۀ زندگی واقعی شیرزنی ایلیاتی با نام ماه پرویز است که به عشق همسرش شیرو که چوپان و نوازنده و از طبقات فرودست ایل است ، زندگی سرشار ایل خود را رها می کند و به دلیل طرد پدر و خانواده ، از همۀ دارایی و ثروت ایل محروم شده و به به ناچار در یکی از روستاهای یزد ساکن می شود .ماه پرویز همراه شیرو و سیزده فرزندش زندگی سراسر رنج باری را پشت سر می گذارد که با قلم شیوا و روان دکتر پاپلی به تصویر می درآید. چنان قلم وی مسحور کننده است که خواننده تا داستان را به پایان نبَرد، دوست ندارد از کتاب دست بکشد، حتی به بهای گرسنه ماندن و بی خوابی. وی چنان صحنه ها را جاندار به تصویر کشیده که هر آن خواننده، همزاد پنداری کرده و در غم و شادی و خنده و گریۀ قهرمانان داستان شریک می شود. این داستان مستند از زبان گلپری، دختر ماه پرویز که هم خانۀ دکتر پاپلی است ، روایت می شود و در حقیقت روایتی است از تاریخ پرفراز و نشیب زندگانی مرم ایران در طول سده های متمادی است و انگار این داستان تمامی ندارد. کتاب با سرانجام خوش (به غیر از گلبو) زندگی فرزندان ماه پرویز به ویژه گلپری پایان می پذیرد. (همۀ نام ها مستعار است)پاپلی هیچ گاه ادّعایی دربارۀ نویسندگی به ویژه در حوزۀ خاطره نویسی نداشته و ندارد، ولی شش دفتر شازدۀ

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1402 ساعت: 16:07

صفحه بندی